اصفهان تئاتر
فیلم های اقتباس شده از خانه عروسک

فیلم‌های بسیاری بر اساس این نمایشنامه ساخته شده‌است:

  • A Doll's House (۱۹۱۷), adaptation directed by Joe De Grasse
  • A Doll's House (۱۹۱۸), adaptation directed by Maurice Tourneur
  • A Doll's House (۱۹۲۲), adaptation directed by Charles Bryant
  • Casa de Munecas (۱۹۴۳), adaptation directed by Ernesto Arancibia
  • A Doll's House (۱۹۵۹), adaptation directed by George Schaefer
  • فیلم خانه عروسک به کارگردانی پاتریک گارلند در سال ۱۹۷۳ در بریتانیا.
  • A Doll's House (۱۹۷۳), adaptation directed by Joseph Losey
  • A Doll's House (۱۹۹۲) adaptation directed by David Thacker
  • فیلم سارا به کارگردانی داریوش مهرجویی نیز با الهام از این نمایشنامه ساخته شده‌است.
  • این اثر بیشتر از شش بار به زبان فارسی ترجمه شده‌است از جمله ترجمه منوچهر انور در سال ۱۳۸۵ که آن را تحت عنوان عروسکخانه به فارسی برگردانده‌است. [۳]
  • این اثر به صورت سانسور شده در یکی از نمایشنامه‌های رادیویی شبکه فرهنگ صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز پخش شده‌است.
  • این نمایش در ایران به روی صحنه رفته است، همچنین تله‌تئاتری بر اساس آن در صدا و سیما ساخته شده است.

¤ نوشته شده در ساعت 04:52 توسط آبی بیکران | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (0)
داستان نمایشنامه خانه عروسک

خلاصه ای از داستان نمایشنامه

خانه عروسک

نوشته : ـهنریکـ  ـایبسنـ

(Henrik Ibsen)     

     «نورا» و «توروالد هلمر» ، زن و شوهر یکدیگر هستند. سالها پیش از زمان وقوع نمایشنامه ، توروالد دچار بیماری ای میشود که به مرگ او خواهد انجامید. دکترش راه درمان هلمر را تغییر آب و هوای زندگی او تشخیص میدهد.این مسئله را به همسر هلمر گفته ولی نورا آنرا از شوهرش به دلایلی مخفی نگه میدارد.

     نورا به هر بهانه که میشود هلمر را برای گذراندن زمستان در سواحل جنوب ایتالیا ، راضی میکند. او به همه از جمله شوهرش میگوید که هزینه سفر را از پدرش قرض گرفته است ولی در حقیقت آنرا از شخصی به نام «کروگستاد» وام گرفته و به صورت اقساط آنرا میپردازد. نورا برای گرفتن این وام نیاز به امضای پدر یا شوهرش دارد و به همین خاطر امضای پدرش را – بدون در نظر گرفتن عواقب آن - جعل میکند و قصد آگاه کردن پدر را میکند که عمر او (پدر) کفاف این آگاهی را نمی دهد.

     اکنون چند سال از مسافرت آنها به جنوب ایتالیا گذشته و هلمر سلامتی خود را بدست آورده است. او از لحاظ شغلی نیز به موفقیت رسیده و قرار است مدیر بانک شود. از اتفاق کروگستاد نیز کارمند همان بانک است و البته به خاطر فساد مالی ای که در گذشته در شغلش داشته - و با زرنگی از دادگاه تبرئه شده - نزد مردم جلوه خوبی ندارد. هلمر نیز در صدد است که او را اخراج کند.

     کروگستاد از جعلی بودن امضای پدر نورا آگاهی مییابد و به همین سبب از نورا می خواهد که نظر شوهر خود را مبنی بر اخراجش عوض کند. و گرنه در در غیر اینصورت تمام ماجرا را برای هلمر و عموم بیان میکند و به خاطر جعل امضا ، نورا را دادگاهی خواهد کرد.

     نورا ابقای کروگستاد را در بانک از شوهرش خواستار میشود ولی هلمر مخالفت کرده و حکم اخراج را امضا میکند. کروگستاد نیز در طی نامه ای ، پنهان کاری و جرمی که نورا انجام داده است را به هلمر توضیح میدهد. هلمر به خاطر اینکه با دادگاهی شدن همسرش ، اعتبار و آبرویش نزد مردم شهر از میان خواهد رفت به ستوه میآید و همسرش را به شدت سرزنش کرده و تصمیم میگیرد که مشکل را با کروگستاد حل کند. ولی در همان لحظه به خاطر اتفاقات و تغییراتی که در زندگی کروگستاد روی میدهد (کروگستاد سالها پیش عاشق دختری به نام کریستین بوده ولی دخترک از روی اجبار با شخصی پولدار ازدواج میکند. کریستین که از دوستان نوراست از مشکل پیشامده برای دوستش آگاه میشود و چون شوهرش نیز مرده ، قصد ازدواج با کروگستاد را میکند و از او میخواهد که جریان را فقط به اطلاع هلمر برساند.) ، او نامه دیگری برای هلمر میفرستد و از تهدیدهای خود صرف نظر میکند. همچنین سفته امضا شده توسط نورا را نیز پس میدهد.

     پس از این اتفاق هلمر اذعان میدارد که نورا را می بخشد و دیگر به این مسئله فکر نخواهد کرد. ولی نورا که بین زمانهای تهدید کروگستاد و مطلع شدن شوهرش ، قصد خودکشی را داشت با دیدن این اتفاقات تصمیم دیگری میگیرد.او به سبب اینکه چندین سال پیش فداکاری بزرگی انجام داده و برای بقای زندگی شوهرش تمام تلاش خود را کرده ولی اینک هلمر حتی حاضر به حمایت از همسر فداکارش نشده است قصد ترک خانه را میکند. نورا تمام سالهای عمرش را به یاد می آورد که ابتدا پدرش و سپس شوهرش گرچه به مهربانی ولی مانند عروسک با او رفتار میکردند و او را جدی نمیگرفتند. به همین خاطر او فرصتی برای شناخت خود نداشته و تمام عمر خود را صرف انجام وظایف محوله میبیند و... . این دلایل هم کمک میکند به تصمیم نورا مبنی بر رها کردن شوهر و سه بچه اش؛ و او نزد مادرش در دهات میرود به دنبال فرصتی برای شناخت خود.  

میلاد


¤ نوشته شده در ساعت 01:47 توسط آبی بیکران | ارسال نظر - پيام هاي ديگران (1)
صفحه قبل « | » صفحه بعد
Template Designer: Hadi Mohammadi - Temp4blog.Com - in afflitation whit WeblogSara.com