اصفهان تئاتر - هارولد پينتر
هارولد پينتر
هارولد پينتر از آن دست نمايشنامه‌نويساني است که بي آن که بخواهد داعيه تعهد اجتماعي ـ سياسي داشته باشد و يا خود را مبين تفکر سياسي و ايدئولوژيک خاص معرفي کند و در مقابل بسياري از اتفاقات و جريانات سياسي ضد حقوق بشري ايستادگي کرد و در مرامنامه شخصي خود دفاع از حقوق حقه ملت‌ها را جزء وظايف اصلي و انساني خود قلمداد کرد. دفاع از عراق و ملت‌ آن در برابر تهاجم نيروهاي آمريکايي، انگليسي و ديگر ملل متخاصم به سرکردگي جورج. دبليو. بوش رئيس جمهور به ته خط رسيده آمريکا يکي از عمده‌ترين حرکت‌هاي انسان دوستانه اوست.
او در زمان دريافت جايزه نوبل ادبي در سال 2005 به اولين نکته‌اي که معترض شد، اين بود که چرا فقط به زيبايي شناسي آثارم توجه نشان داده‌ايد و از فعاليت‌هاي سياسي‌ام چشم پوشانده‌ايد. مردي با چنين مرام انسان دوستي و بار عاطفي تعميم يافته در گستره جهاني، درباره نوجواني خود مي‌گويد:«نمي‌دانم. واقعاً نمي‌دانم. نمي‌دانم چه اتفاق لعنتي‌اي زندگي‌ام را تحت تاثير قرار داد. شايد تنها چيزي که فکر مي‌کنم ارزش گفتن داشته باشد اين است که در 13 سالگي عاشق شدم. از سن خودم جلوتر بودم. پدرم خياط بود. عادت داشت صبح‌ها خيلي زود بيدار شود و سر کار برود. يک روز پايين آمد و من را ديد. ساعت شش و نيم صبح بود. من توي آشپزخانه پشت ميز نشسته بودم و شعرهاي عاشقانه مي‌نوشتم. تقريباً داشتم گريه مي‌کردم. با فرياد گفت:«داري چه کار مي‌کني؟» گفتم:«نمي‌دونم، پدر. نمي‌دونم دارم چه کار مي‌کنم.» نوشته‌هايم را برداشت و شروع کرد به خواندن. بعد آن‌ها را به من پس داد و دستي به سرم کشيد و رفت. بعدها هيچ وقت درباره آن قضيه چيزي نگفت. گفت:«اون مزخرفات رو بريز دور.» يا چيزي شبيه اين، فهميده بود عاشق شده‌ام و دارم درد عشق را تجربه مي‌کنم، به خاطر اين کارش هميشه دوستش داشتم. (1)
بنابراين تجربه عاشقي و مشق کردن چنين حس و حالي در درازمدت، منجر به يک عشق حقيقي نسبت به تمام انسان‌ها شده‌ تا در برابر ظلم و جور جهاني با واقعيت و مقاومت بيروني پاسخ دهد. او مرد‌ي است که معتقد است:«بيشتر چيزهايي که ما مي‌گوييم نادرست است.»(2)
در يک نگاه
هارولد پينتر فرزند خياطي يهودي، 10 اکتبر 1930 در حومه کارگرنشين لندن متولد شد. در مدرسه با آثار کافکا و همينگوي و بکت آشنا شد. در مدرسه ادبيات درس مي‌خواند و سپس به آکادمي سلطنتي هنرهاي نمايشي رفت که پس از دو سال تجربه ناخوشايند، رهايش کرد. با نام مستعار، شعر سرود و در تئاتر و راديو بازي کرد. دو سالي را همراه گروه بازيگران سيار در ايرلند گذراند. از 1957 شروع به نمايشنامه‌نويسي کرد و پس از شکست‌هاي اوليه با موفقيت سرايدار(1960) شهرت فراوان يافت.
از آن پس به عنوان نمايشنامه‌نويس‌، بازيگر، کارگردان و نيز فيلمنامه‌نويس‌ فعاليت کرد و جز اين رمان و شعر هم منتشر کرد. بسياري از نمايشنامه‌هايش با اجرا و بازي خودش به صحنه آمده و براي تلويزيون و سينما هم اقتباس شده‌اند. او همچنين آثاري از جيمز جويس، ديويد مامت و سايمون گري را در مقام کارگردان به صحنه آورده است.
از نمايشنامه‌هايش؛ اتاق(1957)، جشن تولد(1958)، مستخدم گنگ(1959)، شبي بيرون از خانه(1960)، پانسيون(1961)، کلکسيون(1961)، درد خفيف(1961)، پيشخدمت(1962)، فاسق(1963)، بازگشت به خانه(1965)، مهماني چاي(1965)، چشم‌انداز(1968)، دوران گذشته(1970)، تک گويي(1973)، سرزمين متروک(1975)، خيانت(1979)، صداهاي خانواده(1981)، زبان پشت کوهي(1988)، مهتاب(1993)، خاکستر به خاکستر(1996)، بچه‌هاي رويابين(1997)، تشريفات(1999)، تراژدي شاه لير(2000). (3)
جشن تولد
"جشن تولد" نخستين نمايشنامه بلند هارولد پينتر است که نه تنها امروزه از مشهورترين آثار او به شمار مي‌رود، بلکه از نمايشنامه‌هاي کلاسيک شاخص تئاتر مدرن محسوب مي‌شود و هر ساله اجراهاي متعددي از آن در سراسر جهان روي صحنه مي‌رود.(4)
اين متن را براي نخستين بار در 28 آوريل 1958 مايکل کدرون و ديويد هال در آمفي تئاتر هنرهاي زيباي کمبريج به اجرا درآوردند. پس از آن، جشن تولد در هامر اسميت، خانه اپراي تغزلي، اجرا شد.(5)
پتي و ميگ، زن و شوهري پير، کنار دريا يک پانسيون نيمه خراب و تنها يک مسافر دارند: استانلي که مردي است تنها و مردم گريز. سالي مي‌شود که او در پانسيون آن‌ها زندگي مي‌کند. مگي از او مادرانه پذيرايي مي‌کند. استانلي دنبال کار نمي‌رود. از گذشته‌اش تعريف نمي‌کند. زن و شوهر همين قدر مي‌دانند که او وقتي پيانيست بوده است. روزگار آن‌ها تا امروز بدون دردسر ادامه داشته تا اين که روزي دو مرد به ديدن استانلي مي‌آيند. مک کان ايرلندي ساکت و خشن و گلدبرگ يهودي پرحرف. اين طور به نظر مي‌رسد که پيش از اين با استانلي در ارتباط بوده‌اند و آمده‌اند تا با او سر موضوعي تسويه حساب کنند. آن‌ها بي اعتنا به حرف استانلي که به تکرار مي‌گويد: من امروز تولد ندارم، برايش جشن تولد مي‌گيرند. جشن با گفت‌وگوهاي معمولي و غذا خوردن ‌شروع مي‌شود اما در طول جشن حرف‌هاي مهمان گزنده‌تر و خصمانه‌تر مي‌شود. ناگهان نور مي‌رود. مک کان در تاريکي عينک استانلي را مي‌دزد. استانلي در تاريکي دور خودش مي‌چرخد. گردن مگ را مي‌چسبد و مي‌فشارد. مهمانان آن‌ها را به زحمت از هم جدا مي‌کنند. روز بعد سر ميز صبحانه تازه واردان اعلام مي‌کنند که ماموريت‌شان را انجام داده‌اند، خداحافظي مي‌کنند و استانلي را که بي‌هوش افتاده است، با خود مي‌برند. زن و شوهر به خوردن صبحانه ادامه مي‌دهند و مي‌گويند جشن تولد واقعاً خوبي بود.»
سه نمايشنامه نخست پينتر؛ اتاق، جشن تولد و مستخدم ماشيني(لال ـ گنگ و...) که مجموعاً تحت عنوان کمدي‌هاي تهديد ناميده مي‌شوند، اساساً در ارتباط با نمايش تهديد شخصي در دنيا هستند و طرح ويراني آدمي را زير فشار تهديد مي‌کشند. مشکلاتي که در روابط ميان افراد و در درک واقعيت وجود دارد، در مقابل شخصيت‌هاي اين سه نمايشنامه نخست قرار مي‌گيرد. در عين حال آن‌ها با تهديد فيزيکي حاکمي که منشأ نامعمولي دارد نيز رو در رو هستند. يکي از اين شخصيت‌ها، ترسي را به ياد مي‌آورد که نويسنده در جواني تجربه کرده است.
در اتاق، اين تهديد به تنهايي وجود دارد و مخاطب هيچ گاه علت آن را کشف نمي‌کند. ما تنها با وحشت رز(Ros) روبه‌رو هستيم. جشن تولد به طور ضمني اشاره مي‌کند که شايد جامعه منشاء اين تهديد باشد، با اين همه اين تهديد و تاثيرش است که اهميت دارد، نه ريشه آن. مستخدم ماشيني برگرد تصويري از تهديد مي‌گردد و تهديد کننده‌ها را نشان مي‌دهد که مثل مخاطبان خود وحشت‌زده و در برابر تهديد آسيب پذيرند.(6)
اين تهديد‌ها ريشه در واقعيت‌هاي تلخي مانند جنگ جهاني اول و دوم دارد و زندگي يک يهودي که در مقابله با نازيسم از چنين فرآيندي رنج برده است، دال بر يک تجربه عيني ملموس از سوي هارولد پينتر دارد. بنابراين او در مقابل جنگ افروزي‌هاي آمريکايي‌ها و انگليسي‌ها در عراق به مقابله فکري و سياسي مي‌پردازد تا به نحوي از اين تهديدهاي ويرانگر جلوگيري کند. هر چند زورمداران وقعي به اين اعترافات نشان نمي‌دهند.
پي‌نوشت:
1- آسايش‌گاه، هارولد پينتر، ترجمه سيدهاشم حسيني، چ اول، پاييز، 1383، نشر رسش، پشت جلد.
2- همان، ص 5.
3- وقت ضيافت، هارولد پينتر، ترجمه امير امجد، چ يکم، 1381 ، نشر نيلا، ص 3.
4- جشن تولد، هارولد پينتر، ترجمه شعله آذر، چاپ اول، 1387 ، نشر افراز، پشت جلد.
5- درباره هارولد پينتر، ايرج زهري، روزنامه اعتمادملي، يکشنبه 8 آذر 1387 ، ص 12.
6- جشن تولد، هارولد پينتر، ترجمه شعله آذر، چاپ اول، 1387، نشر افراز، ص 124 و 125 .
¤ نوشته شده در ساعت 04:03 توسط آبی بیکران | ارسال نظر
نظرات نوشته
نظر
ارسال شده توسط میثم در روز 1388/1/25 در ساعت 04:13 (سايت - ايميل)
اجرای نمایش درد مختصر نوشته هارولد پینتر د ر سالن فرشچیان اصفهان از ۲۰ تا ۳۰ فروردین ماه ساعت هشت ونیم
لينك ثابت

نوشته قبل « | » نوشته بعد
Template Designer: Hadi Mohammadi - Temp4blog.Com - in afflitation whit WeblogSara.com